تبليغاتX
((...من همانم که بودم...))

((...من همانم که بودم...))

به نام او که وجودم ز وجود اوست

مدیریت وبلاگ اگه می خوای وبلاگتو پس بگیری باید چند تا کار انجام بدی

۱.به این ایمیل میل بزین اسمه وبلاگتو بگو ebrahimi.hossein.6417@gmail.com

۲.امید وارم از دسته من دلخور نشده باشی

وبلاگه من اینه www.sms2all.co.sr

فوش ندی اومدی ها

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مرداد1385ساعت 9:50 قبل از ظهر  توسط سايه ي يک گريز پاي تنها  | 

خبر

 

امروز يك خبري بهم رسيد كه خيلي خوشحال شدم

 ولي ته دلم گرفت

يكي از دوستام داره ازدواج مي كنه بهم خيلي  نزديك بود

احساس تنهايي  مي كنم

دوستا با ازدواج كردن از همديگه دور مي شن  خيلي دور مي شن

آدم ديگه نمي تونه مثل اول باهاشون راحت باشه

 مثل اول بگن بخندن حرف برنن حتي از غم هاشون بگن

دلم گرفت

چقدر زندگي بي رحمه  تا مي ياي به يكي عادت كني

  باهاش دوست بشي  بايد از دستش بدي

بقول يكي از دوستام تف به اين زندگي

البته ادما خودشون همديگه رو فراموش مي كنن

احساس تنهايي خيلي زيادي مي كنم

+ نوشته شده در  شنبه 21 مرداد1385ساعت 11:51 قبل از ظهر  توسط سايه ي يک گريز پاي تنها  | 

تشکر

  من از همه گلهاي كه منو دوست داشتن و براي تولدم به من تبريك گفتن

 

    تشكر مي كنم

 

  البته يادتون باشه هيچ كسي به من كادو نداد به غير از يك نفر اون هم

    

   يك دوست که ادرس وب رو نداده بازم ازش ممنونم

 

   جونتون در میومد یه کادو بدید خسیسا(شوخی بود

 

 

    من باور كردم كه هنوز هم كسي منو دوست داره

 

     يادم رفته بود كه محبت كردن ديگه خرجي نداره

 

   يادم رفته بود كه همه بد نيستن و خوب هم وجود داره

 

    يادم رفته بود كه زندگي زشت نيست زيبايي هم داره

 

    يادم رفته بود كه همه دشمن نيستن و دوست هم وجود داره

 

    مي دونم زندگي بدون اين تضاد ها وجد نداره و قشنگ نيست

 

       اگه بدي نبود كي خوب رو مي فهميد

 

     اگه زشتي نبود كي زيبايي رو مي ديد

 

     اگه دشمن نبود كه دوستي رو درك مي كرد

 

   از همه تون ممنونم كه بيادم بوديد و منو هنوز فراموش نكرديد

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 مرداد1385ساعت 3:30 بعد از ظهر  توسط سايه ي يک گريز پاي تنها  | 

تولد

   تولد تولد تولد

      تولدم مبارک

امروز تولدم هست بزرگ شدم

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 مرداد1385ساعت 9:6 قبل از ظهر  توسط سايه ي يک گريز پاي تنها  | 

دریا

 

دریا – صبور و سنگین – می خواند:

<< ... من خواب نیستم !

   خاموش اگر نشسته ام مرداب نیستم!

روزی اگر بر خروشم و زنجیر بگسلم

       روشن شود که

                       آتشم و آب

                                      نیستم >>

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 تیر1385ساعت 2:6 بعد از ظهر  توسط سايه ي يک گريز پاي تنها  | 

مادر

        

 

  روز

                مادر

                                                                 مبارک

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 تیر1385ساعت 8:22 بعد از ظهر  توسط سايه ي يک گريز پاي تنها  | 

   سلام

    بچه ها نظرتون در مورد این جمله  چیه:

     فاصله دل بدست آوردن و شکستن فقط یه نگاهه!

    یعنی حتی با یه نگاه می شه یه دلی رو شاد کرد یا شکوند.

   نظرتون رو بگید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 تیر1385ساعت 10:34 قبل از ظهر  توسط سايه ي يک گريز پاي تنها  | 

سلام

خوبيد

خيلي بي حوصله ام بين دو راهي قرار گرفتم

كمك كنيد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 خرداد1385ساعت 1:29 بعد از ظهر  توسط سايه ي يک گريز پاي تنها  | 

سلام

یه خبر تازه دوستم  نگین بود که همتون می خواستید بدونید کیه الان یه وبلاگ داره اسم وبلاگش نقره بهش

حتما سر بزنید تنهاش نذارید

+ نوشته شده در  شنبه 27 خرداد1385ساعت 10:27 قبل از ظهر  توسط سايه ي يک گريز پاي تنها  | 

سلام

خوبید

بچه ها دلم خیلی آشوبه نمی دونم چرا

دارم دق می کنم

نمی دونم چی دارم می نویسم از استرس

دارم میمرم

+ نوشته شده در  شنبه 13 خرداد1385ساعت 10:3 قبل از ظهر  توسط سايه ي يک گريز پاي تنها  |